یه عالمه مطلب طنز...عکس....بازی
قبل هر چیزی سلام به همه دوستای گل خودم
این یه اپم دیگه پر عکس و مطلب
و اینا و ببخشید اگه طولانیه ![]()
همشم تقدیم به فرشاد
عزیزم
که هیچوقت تنهام نذاشت و همیشه بهترین بود برام![]()

قبل این که اپمو بخونین من به یه بازی دعوت شدم
پس اول اینو بخونین بعدشم همین دیگه خب
راستی روش بازی اینطوریه که هر کدوم کلمه هارو
که دیدین اولین چیزی که به ذهنتون رسید
باید جلوش بنویسین
دریا: انگار همیشه پیشمه
قهوه:تنها مزه تلخی که واقعا دوسش دارم
غرور: هیچوقت نمیذارم کسی بشکنش
مدرسه: فراموش نشدنی
دفتر: علاقه ای به نوشتن تو دفتر رو ندارم .
تو نت نوشتن واسم جذاب تره
مدیر:معمولا دورو بر یه همچین موجودی نمی پلکم
قرمه سبزی: شاید یه روزی کلم این بورو داد.!!! نمیدونم!!!
ریاضی: خشک و بی روح
اهنگ: بهم ارامش میده
ماه رمضون:همیشه منتظرو دلتنگ لحظه های این ماهم
استخر: اگه پر توپ باشه بهتره.
ابگوشت:
بجه بودم دوست داشتم. الان نه اصلا![]()
روزنامه :نمیخونم . شاید صفحه حوادث رو خوندم.
کودکی: کاش همیشه پیشم بمونه و تنهام نذاره
راستی در اخرم از هفت نفر واسه ادامه بازی دعوت میکنم
....فرشادم....طناز خانوم....مهسا جون(باکتری کوچولو)....
....غزل خاله خانوم....اهورای عزیز....گینگیلی گامبو....
....نرگس خانوم(ضدپسر)....
خب بریم سر اپ اصلیمون
از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نمي رسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر
چنان گريهاي كردم كه فهميد جواب «هاي»،
«هوي» است. هيچ وقت نگذاشتم هيچ
چيز شكستم بدهد، پيدرپي شير
ميخوردم و به درد دلم توجه نمي كردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم
سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و همه ازم
حساب ميبردند. هيچ وقت درس نخوندم،
هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ ميخورد.
هر صفحهاي از كتاب را كه باز مي کردم،
جواب سوالي بود كه معلمم از من ميپرسيد.
اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم،
معلمم كه من را نابغه ميدانست منو
فرستاد المپياد رياضي!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم
شده بود و يكي از ورقهها بي اسم بود،
منم گفتم اسممو يادم رفته بنويسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم
نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته
عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي
سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين
كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي
تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست
زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين
برميداشتم، يهو جلوم سبز مي شد و از
اين كه گمشدهاش را پيدا كرده بودم حسابي
تشكر مي كرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد:
دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجياش شده،
تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام
گل برده بودم يكي از بچهها دسته گلم رو
از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم
ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره!
خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما
و الان هم استاد شمام!
كسي سوالي نداره؟

چند توصیه مهم برای روز کنکور
1- دواطلبان عزيز ساعت شروع امتحان
2- شديداً دادن ناهار در حين آزمون را تكذيب
تذكر ضروري: سانديسش هم از اين صد تومني
3- درست است كه مي گويند با لباس راحت
4- از آوردن گوشي همراه، دستگاه پلي استيشن
5- از كشيدن سيگار، اكس تركاندن، انجام
6- استرس زيادي نداشته باشيد، با عدم
نتيجه گيري پاياني: علم بهتر است
يا ثروت؟ !معلومه مدرك... مدرك!

مرگ مشکوک ساعت ۱۱
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه
یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت
به خصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای
یکشنبه جان می سپردند و این موضوع
ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض
آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی
پزشکان آن بخش شده بود، به طوری
که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی
و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد
دیگر در ارتباط می دانستند. کسی قادر به
حل این مسئله نبود. که چرا بیمار آن تخت
درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه
می مرد. به همین دلیل گروهی از پزشکان
متخصص بین المللی برای بررسی موضوع
تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها
بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد
که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از
ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده
این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. در محل
و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در
دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین
فیلمبرداری با خود آورده و... دو دقیقه به
ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون »
نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد.
دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات
( Life support system ) را از پریز برق درآورد و
دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!

جواب مسئولان در موارد خواص
یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!
2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى
یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!
3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب
یعنى: سیستم کار مى کند و این براى
4. کاملا انجام شده
یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه
5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم
یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما
6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده،
یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!
7. ما پیش بینی مى کنیم...
یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!
8. این موضوع مستند نشده...
یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این
9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا
یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى
10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد.
یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید
11. کل کوشش ما براى این است
یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه
12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده
یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر
13. روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال کار هستیم.
یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!
14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم.
یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!
15. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم.
یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید
16. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع...
یعنى: به علت علاقه من به این موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب
یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى
18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود.
یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!
19. ثابت شده که ...
یعنى: من فکر می کنم که ...!
20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است.
یعنى: از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد.
یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!

منطقه ۴
روزی نیم ساعت برق نباشد جهت اعمال قانون و یکنواخت سازی .
منطقه ۵
روز ۲ ساعت به اضافه ۵ ساعت تنبیه سال
منطقه ۶
صبح ها که نور کافیست برق نباشد برای
منطقه ۷
بیخود کردن برق می خواهند یک روز درمیان
منطقه ۸
منزل مادر خانم بنده آنجاست همیشه برق باشد .
منطقه ۹
منزل خودمان آنجاست جهت رعایت عدالت فقط ۲۰
منطقه ۱۰
منزل باجناق آنجاست، آنچنان برق برود و بیاید
منطقه ۱۱
به کل برق نباشد ( دلیل خواستند گاز قطع شود) .
منطقه ۱۲-۱۳
بچه محل های قدیم آنجا سکونت دارند عاشق
منطقه ۱۴-۱۵-۱۶
به علت ازدیاد اراذل برای از بین بردن پتوق ها
منطقه ۱۸-۱۹-۲۰
روزی نیم ساعت به دلخواه شهردار مناطق .
منطقه ۲۱-۲۲
بخشنامه شود که اختراع برق توسط ادیسون شایعه بوده .


آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند
یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید


